زار
در سرزمین من
سردار صاحب زمین بازی میشود
و سر جوان بر دار میرود.
درسرزمین من
دریا هم میخشکد
تا هیچ سندی نماند
که مستند شود.
در سرزمین من
مرگ مثل نان است.
به صف ایستادهایم
یا لقمه میگیریم
یا لقمه میجویم.
برچسبها: ج مثل جنون, ر مثل رنج, ش مثل شعر

