زار
در سرزمین من
سردار صاحب زمین بازی میشود
و سر جوان بر دار میرود.
درسرزمین من
دریا هم میخشکد
تا هیچ سندی نماند
که مستند شود.
در سرزمین من
مرگ مثل نان است.
به صف ایستادهایم
یا لقمه میگیریم
یا لقمه میجویم.
برچسبها: ج مثل جنون, ر مثل رنج, ش مثل شعر


2 نظر:
در ۱۰:۵۰ بعدازظهر,
صابر خسروی گفت...
خوبه که بعد از مدت ها دوباره دست به قلم شدید
در ۱۲:۱۷ قبلازظهر,
ناشناس گفت...
سلام خوشحالم که بازگشتید یه سالی بود که دلتنگ نوشته هاتون بودم هر ماه دو سه باری سر میزدم به امید اینکه باز بنویسید بازم تبریک میگم که ادامه دادید
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
پیوندهای مربوط به این پیام:
ایجاد یک پیوند
<< صفحهٔ اصلی