حسین
از انقلاب
بازگشته بود
خسته و خونین.
دست خالی
خیلی مانده به
آزادی
به یزید هم
آب داده بود.
حسین
از صحرای محشر
برگشته بود
و
چشم در چشم
خدا
فریاد میزد:
هفتاد و دو تن
نیستند دیگر.
دفتر حسابات
آتش گرفت امروز.
بشمار لعنتی.
بشمار.
برچسبها: ج مثل جنون

