چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹



...

پاییز خواهر مرگ است. هزار بار هم که باران بزند به این برگ‌های رنگ‌رنگ, دست آخر سوز عصرهایش بوی کافور می‌آورد و ناله‌ی الرحمن.

برچسبها:

دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹



به فرجام کلیایی


یعنی همه‌ی چاقوها را
برای زخم‌زدن
نساخته‌اند.
بعضی را
ساخته‌اند
خوش‌دس
ضامن‌مغزی
دسه‌صدفی

نیش‌تر
بزنی به زخم.
تا درد وانهد
دوست را.

برچسبها:

یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹



...

هزار بار گفتم هر که می‌آید که برود, در را پشت سرش ببندد. دوباره باد پاییز خانه‌خراب‌ام کرده است.

برچسبها:

شنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹



...

روزگارمان روز مباداست
آسایش‌مان به قیامت
...
قد‌قامت درد.

برچسبها:



...


پاییز که می‌رسد, یک چیزی میان جناق سینه‌ام می‌سوزد. رد بعضی زخم‌ها روی پوست, دیدنی‌ نیست, فقط جای زخم تا آخر عمر زق‌زق می‌کند.

برچسبها:

پنجشنبه ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹



سبز

پنجم

نه اول مهر
لازم شد
نه دفتر حساب
همین تابستان بس بود
تا یاد بگیرم
بشمارم
تا خود خیلی.

برچسبها:

چهارشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹



سبز

برای ندا آقاسلطان



کاش راه
این همه دور نبود.
یا من
سرم این همه درد نمی‌کرد.
دست می‌کشیدم پشت برگ‌های عشقه,
یک نفس می‌دویدم تا کنار تو
دست می‌کشیدم سرت,
تا جوانه بزنی.

برچسبها:

دوشنبه ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹



سبز

یکم


هر کسی,
هر چیزی,
در این بهار
سبز شده باشد
خزان نمی‌کند.
من می‌دانم.


سبز

دوم

نمی‌ترسند.
نه شلمچه دیده‌اند
نه خٌرم‌شهر
فقط می‌خواهند عمیق‌
عمیـــــــق‌تر
نفس بکشند.
تا نوک کوه دمـــــــاوند.


سبز

سوم

مس طلا نمی‌شود
کیمیاگر پیر.
جنازه سبز می‌شود
روی دست‌های خالی.
پاییز سبز می‌شود
کیمیای سعادت.

برچسبها:



جراحت
انسیه اکبری


زخم
زندگی‌ات
منم...

همه به زخم‌های‌شان
دستمال می‌بندند
تو اما
به زخمت
دل
بسته‌ای...


خوب این یک تست بود به کسر ت, اگر صدا رسیده که خبر کنید.

برچسبها: