vendredi 30 mars 2007



سنگ‌باران






سنگ روی سنگ می‌گذاری زير ريزش يك‌ريز آسمان و سر بلند نمی‌كنی تا كسی گمان نبرد كه اشك‌هايت را پنهان می‌كنی به بهانه‌ی باران. سنگ بر سنگ می‌چينی تا ستونی شود بلند, تا روزی دستت را بگيرد و با تو بر فراز سنگ‌ها بايستد و زندگی را فرياد بزند.
سنگ روی سنگ می‌لغزد و می‌غلتد و فرومی‌افتد و تو بی‌وقفه سنگ روی سنگ می‌گذاری و می‌چينی و وامی‌چينی تا ستونی شود بلند, تا روزی روزگاری برسد به آسمانی كه پس از بارش باران بستر رنگين‌كمان می‌شود.
تو سرگرم و دل‌گرم سنگ‌ها می‌شوی و قطرات باران رنگ‌هايت را می‌شويند و می‌برند و تو ديگر رنگارنگ نيستی، بی‌رنگ شده‌ای مثل رنگی پريده كه نبوده‌ است و نيست.
تو به سنگ‌ها خيره می شوی و كسی خاك می‌پاشد انگار در چشم‌هايت و آسمان ترك بر می‌دارد و رنگين‌كمان نيست می‌شود و توفان درمی‌گيرد و تو هيچ نمی‌بينی و سنگ بر سنگ می‌چينی.
سنگ بر سنگ تا ستونی شود كه دست‌در‌دست او بر فرازش بايستی و زندگی را فرياد كنی.
ناگهان... همه چيز از حركت باز می‌ايستد.
باد و باران و آسمان و زمين و زندگی.
تو سر بالا می‌كنی. سنگی از دستت بر زمين می‌افتد. سنگ‌ها بر سرت آوار می‌شوند.
تو می‌مانی و رنگ بی‌رنگی و سكوت و سكون و سرما.
تو می‌مانی و او كه سنگ شده‌است در دوردست‌ها.

mercredi 28 mars 2007



پیشکش صنم

برای اندوه و دل‌نگرانی‌هایش در روزها و شب‌های اسفند ۱۳۸۵








به تشویش
دل می‌زدی که چه؟
بخند و ببین
امروز هم روزی‌ست
بی رویا، بی خواب
بی فردا.
آرش بی‌کمان
سی‌صد تیر در تاریکی دارد و
خواب کورش را
آب می‌برد.
به دغدغه
دل می‌زدی که چند؟
بخند و ببین
دست روی دست گذاشته‌اند
و آب آسیاب دشمن
بیرون گود سرریز می‌کند.

mardi 20 mars 2007



این بهاریه پیشکش شما باشد که هستید و مانده‌اید.
شما که با بودن‌تان از زشتی و اندوه جهان می‌کاهید.

شما که خوبید و با خوبی‌تان زندگی را زیبا می‌کنید.
نوروزتان پیروز و بهاران‌تان گل‌باران باد.







نوروز یک چیزی بود میان غنچه‌های به ژاپنی و گلدان‌های سفالی پر از شب‌بو و شاخه‌های غرق در یاس‌های زرد. یک چیزی بین قوطی‌های شیرینی پانته‌آ و قصرفردوس و پارس. میوه‌های رنگارنگ، آجیل و گز مغزپسته‌ای و لوز بادامی. نوروز همان چیزی بود که در پاساژ ایفل و کفاشی رهبران گم می‌شد و بعد صبح روز اول فروردین در بوی خوش لباس نو و برق کفش‌های ورنی دوباره پیدا می‌شد.
نوروز سفره‌ی هفت سین بود و صدای دوست‌داشتنی کسی در رادیو ایران که دعای سال تحویل می‌خواند.
نوروز هر چه بود، من آن را در آغوش پدر و روی گونه‌های مادر آموختم.
حالا نوروز یک چیزی شده‌است سردرگم و معلق. روزی که انگار بین این روزهای یکسان گم شده است و من هر سال بیش از سال پیش جان می‌کنم تا پیدایش کنم، نونوارش کنم و به تماشایش بنشینم.
نوروز این جا نو نیست. کهنه هم نیست. اصلآ نیست. باید دست ببری و مثل شمعدانی که در پاییز قلمه می‌زنند میان این سرما و باد و یخ، نوروز بکاری. هی خیره بشوی و خدا خدا کنی که آفتاب دربیاید و این که کاشته‌ای غنچه کند.
نوروز این جا بی‌رنگ است. باید هی دست ببری ترمه‌های مادربزرگ و مادر را کنار هم بچینی و دسته‌دسته گل نرگس و زنبق بخری تا یک جایی یک لکه رنگ درست کنی که دلت قرار بگیرد.
نوروز این جا بی‌صداست. باید هی بلند بلند شعر بخوانی برای خودت و صدای رادیو را بلند‌تر کنی که در آن یک انکرالاصواتی هی داد می‌زند ای بهار ای آسمون، عیده می‌رم به خونه‌مون و دست آخرش هم هیچ جهنم‌دره‌ای نمی‌رود.
نوروز...
نوروز دیگر آن چیزی که بود نیست. نوروز حالا یک چیزی‌ست میان کارت‌های تبریک فله‌ای، شادباش‌ خالی‌بندی‌های هفت‌هزار ساله، جشن‌های بندتنبانی پودر و سرویس طلا و پیراهن‌های ماکسی و موهای زرد و هزار و یک درد بی‌درمان که هر کدامش قصه‌ی پر غصه‌ی یک شب شهرزاد قصه‌گو را جور می‌کند.
نوروز حالا یک چیزی‌ست میان زنگ تلفن و بغض‌های پنهان و خستگی‌ سال‌هایی که در همهمه‌ی ساعت کار و اختلاف ساعت و تیک تیک ساعت تحویل می‌شوند.
نوروز...
نوروز حالا جای خالی پدرست و صدای مخملین مادر و حضور تو در دوردست.
نوروز...
نوروز حالا همین لحظه‌ی خوبی‌ست که من سر سفره‌ی هفت‌سین می‌نشینم و این‌همه را به یاد می‌آورم تا هیج کدام را هرگز از یاد مبرم.


پی‌نوشت:
برای شنیدن ترانه‌ی نوروز تو راهه با صدای هم‌شهری دوست‌داشتنی و خوش‌صدای من دستی به نوازش گل‌برگ‌های بنفش تیره دراز کنید.

jeudi 8 mars 2007



dimanche 4 mars 2007



تجمع آرام زنان در جلوی دادگاه انقلاب به خشونت کشیده شد!


از ساعت ٣٠/٨ صبح امروز طبق فراخوان قبلی، عده‌ای از فعالان جنبش زنان ایران کنار در ورودی دادگاه انقلاب حضور پیدا کردند تا نسبت به روند غیر قانونی بازداشت، بازجویی و دادگاه فعالان جنبش زنان در یک سال گذشته اعتراض کنند.
همزمان با اين تجمع، نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، شهلا انتصاری، فریبا داوودی مهاجر و سوسن طهماسبی همراه با وکلای خود در داخل ساختمان دادگاه انقلاب بودند تا جلسه رسیدگی به اتهامات آنها برگزار شود.
بنا بر گفته حاضران بعد از حدود نیم ساعت از حضور افراد که پلاکاردهایی را در دست داشته و در سکوت تجمع کرده بودند، دو مامور نیروی انتظامی، یک مامور لباس شخصی و یک زن ملبس به چادر به سوی تجمع کنندگان آمدند و شروع به ناسزاگویی کرده و پلاکاردهای حاضران را پاره کردند. این ماموران تلفن همراه یکی از زنان را ضبط کرده و اعلام کردند که از بالا دستور آمده است زود محل را ترک کنید و ماشین های ماموران در راه هستند.
یک افسر نیروی انتظامی كه در حال کتک زدن، هول دادن و ناسزاگویی به زنان تجمع کننده بود، آنان را با جملاتی همچون "همه شما را از درخت آویزون می‌کنیم" و "همه تون را بازداشت می کنیم" تهدید می‌كرد.


بازداشت بيش از ٤٠ تن از فعالين حقوق زنان
«روزنا»، سايت خبری روزنامه‌ی اعتماد ملی از بازداشت بيش از ٤٠ تن از فعالين حقوق زنان خبر داده است.
به نوشته «روزنا» اين تعداد از فعالان جنبش زنان كه در اعتراض به دادگاه ٥ نفر از فعالان اين جنبش، ‏امروز يكشنبه، ١٣ اسفند از ساعت هشت ونيم صبح همزمان با برگزاری دادگاه، مقابل ‏دادگاه انقلاب تجمع مسالمت آميزی برپا كرده بودند، توسط نيروهای نظامی – امنيتی بازداشت شدند.‏ در ميان بازداشت شدگان درميان اين زنان چهره‌های مختلفی از روزنامه‌نگاران، نويسندگان و فعالين حوزه زنان ديده می‌شوند.


پنجاه نفر از فعالان جنبش زنان ایران دستگیر شدند

طبق آخرین اخبار رسیده، حدود پنجاه نفر از فعالان جنبش زنان که جلو دادگاه انقلاب تجمع كرده بودند بازداشت شده‌اند.
در میان بازداشت شده گان اشخاصی چون آسیه امینی، جلوه جواهری، زارا امجدیان، مریم حسین خواه، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده، مینو مرتاضی لنگرودی، فاطمه فرهنگ خواه، زینب پیفمبرزاده، سمیه فرید، خدیجه مقدم، نیلوفر گلکار، ناهید کشاورز، ناهید جعفری، محبوبه حسین زاده ،پرستو دوکوهکی، نسرین افضلی به چشم می خوردند.
نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، شهلا انتصاری و سوسن طهماسبی پنج تن از فعالان جنبش زنان که امروز قرار بود دادگاه آنها برگزار شود، در حمایت از دیگر دوستان خود از دادگاه بیرون آمدند که همه آنها نیز بازداشت شده‌اند.
ماموران سر ناهید جعفری را به در مینی بوس کوبیده‌اند که در نتیجه این ضرب و شتم، دندان‌های ناهید جعفری شکسته است و ماموران از بردن وی به اوژانس امتناع می‌کنند.

سايت ادوانيوز اسامی برخی از بازداشت‌شدگان را چنين اعلام كرده است: آسيه امینی، ژیلا بنی یعقوب، محبوبه عباسقلی‌زاده، محبوبه حسین‌زاده، سارا لقمانی، زارا امجدیان، مریم حسین‌خواه، جلوه جواهری، نیلوفر گلکار، پرستو دوکوهکی، زینب پیغمبرزاده، مریم میرزا، ساغر لقایی، خدیجه مقدم، ساقی لقایی، ناهید کشاورز، مهناز محمدی، نسرین افضلی، طلعت تقی‌نیا، فخری شادفر، مریم شادفر، الناز انصاری، فاطمه گوارایی، آزاده فرقانی ، سمیه فرید، مینو مرتاضی، سارا ایمانیان.


Fifty of the women's rights movement activists were arrested in front of the Revolutionary Court in Tehran.

The security police forces attacked a peaceful gathering of women's rights activists that had taken place at 8:30 am in front of the Revolutionary Court in Tehran in objection to the recent governmental oppressions and the summoning of some of these activists. The police forces who used violence to scatter the crowd, arrested at least 21 of the protesters.

According to the report published by Advar News, the list of the arrested is as follows:

Asieh Amini, Jila Bani Yaghoub, Mahboubeb Abbasgholizadeh, Mahboubeh Hosseinzadeh, Sara Loghmani, Zara Amjadian, Mariam Hossein Khah, Jelveh Javaheri, Niloofar Golkar, Parastoo Dokoohaki, Zeinab Peyghambarzadeh, Maryam Mirza, Saghar Laghayee, Khadijeh Moghaddam, Saghie Laghayee, Nahid Keshavarz, Mahnaz Mohammadi, Nasrin Afzali, Tal'at Taghinia, Fakhri Shadfar, Maryam Shadfar, Elnaz Ansari, Fatemeh Govarayee, Azadeh Forghani, Sommayeh Farid, Minoo Mortezayee, Sara Imanian.

Nooshin Amhadi Khorasani, Parvin Ardalan, Shahla Entesari and Susan Tahmasebi—five prominent members of the women's rights movement—who had to attend their court hearing left the court session in support of their fellow activists. They, too, got arrested upon their departure from the court....

The police officers hit Nahid Jafari's head to the police van and as a result of such violent actions, her teeth broke and the officers are currently refusing to take her to the emergency room



نشریه‌ی اینترنتی زنستان