|
|
|
|
dimanche, janvier 14, 2007
سفر برنمیگردد...
آمدم بنویسم که بازگشتهام. این جا وین است. نیمهابری و نیمهآفتابی. نیمی هوای اول پاییز و نیمی هوای آخر زمستان. آمدم بنویسم که این مهاجرت شگون نداشت. دست آخر روزگارمان شد عاقبت معاویه. آن جا غریب و این جا غریب. آمدم بنویسم که حدیث بیگانگی ما فرنگی نیست، از همان خیابانها که نامش را به فارسی و با خط درشت نوشتهاند غریبانه بازگشتهام. همین که غریب شدم و غریب ماندم و غریب بازگشتم. آمدم همین را بنویسم.
پینوشت: تصویر بالا دستنوشتهی سهراب سپهریست. خطاب به احمدرضا احمدی و گویا در سفر نیویورک نوشته شده است. ترانهی برو از پیش من ترانهی مورد علاقهی برادرک دومتری من است. این ترانه شد ترانهی سفر ایران.
|
|
|
|