-->

*قاصدک

    mardi, juillet 11, 2006
پیشی گربه‌ی پلنگی










گربه‌ مرز دارد. صاحب دارد. تصاحبش موروثی‌ست. صاحبانش ادعا دارند. صاحب بر سه قسم است. بد. خوب. بهترین. هر که رفته است بد است. هر که مانده خوب. هر که تکان نخورده است بهترین.
گربه فرهیخته است. مثل صاحبانش. صاحبانش صنعت می‌دانند. صنایع دستی. چیزی در ردیف کاردستی. عجایب صنعتی ساخته‌اند که مبارزه، شهامت، شجاعت و صداقت را اندازه‌ می‌گیرد. چیزی در ردیف دماسنج یا الکل‌سنج. قهرمان بر سه نوع است. خوب. بهتر. مٌرده. خوب کتک می‌خورد. بهتر حبس می‌کشد. مرده کارش حرف ندارد.
گربه تکلیف دارد. تکلیف را نمی‌نویسند. تکلیف را معلوم می‌کنند. تکلیف سه جور است. سربالا. سرسری. یک‌سره.
خط خوش خریدار ندارد.
گربه کهن‌سال است. پیری گاهی خوب است گاهی بد. ستون پیر، تاریخ پیر و شعر پیر خوب است.
موی سپید بد.
گربه گسترده است. وسعت گاهی خوب است گاهی بد. کویر بزرگ، خلیج بزرگ و زمین بزرگ خوب است.
فاصله‌ی زیاد بد.
...
گربه نامی پنج حرفی دارد. من هم. گربه پنجه دارد. من نه.
شاید برای همین است که دست‌هایم سال‌هاست در کار نوشتن از نام او گرفتارند.



|


صفحه اصلی
قاصد قاصدک

RSS Feed


*قاصدک های در باد*
This page is powered by Blogger. Isn't yours?