-->

*قاصدک

    mardi, juin 08, 2004

خوب اگه خوب بد اگه بد
مرده دلاي آدماش…

يا
اين جا تهران است. پايتخت جمهوري اسلامي ايران.





هفت در رو بسي نمكي اما يه در رو نبسي بي نمك…ديدي حالا؟ چاكن ته چاهه جونم…نديدي؟ آره اين جورياس…هركي بخوان مياد هر كي بخوان ميره…بخند تا دنيا دهنتو مورد عنايت قرار بده…اووووه…
يكي از يكي خوشگلتر.يكي از يكي جوونتر…عروس فرنگي كه مي گن ايناها…نازك نارنجي كه مي گن ايناها…اوووه.
همه گيس طلايي و هاي لايت صورتي.همه دماغ سربالا و پالختي.همه لچك سي سانتي…همه مي ترسن نفس عميق بكشن دكمه هاشون كنده بشه…
سوسولا كف نزنين النگوهاتون مي شكنه…
همه گيسو كمند و روغن زده. زيرابرو برداشته. مژه فر زده. مي ترسن نفس عميق بكشن تمرين خمار چشمي يادشون بره…
اووووووه…ديدي؟ فكر مي كردي آخر خطي؟ نه جونم…مرده بودي از زور بي خطي.

چشام سوخت.

هي مي گفت يا زهرا. ذكر مي گفت. مي گفت يازهرا رييس ذكره. دهنش خشك شده بود.آب نبود. هيچي نبود. بيابون. جنازه شم پيدا نشد. فاو بود يا شلمچه؟ شايد هم مجنون. آره مجنون بود ديگه اگه نه مگه مخش تاب داشت بره تلپي خودشو پرت كنه تو بغل ملك الموت…
اوووووه.
هي مي گفت سر موضعم و نماز نمي خونم. سرود مي خوند. مي گفت سرود آخر عشقه. دهنش خشك شده بود. آب نبود. هيچي نبود. زندون. جنازه شم پيدا نشد. خاوران بود يا باختران؟ شايد هم لعنت آباد. آره لعنتي بود ديگه اگه نه مگه مخش فاز نمي داد كه بره هلپي خودشو ول بده تو بغل مرده شور…
اوووووه.
يكي مي خواس بره بهشت. يكي مي خواس بهشت بسازه. اما چه جهنمي بود تو اون بيابونا. حالا بيابونا خيابونن. جهنما بهشت. تازه بهشتا رو هم صاف مي كنن. برج مي سازن تا يه غرفه تو جهنم نصيبت بشه.
ديدي دنيات شد عاقبت يزيد؟
هي مي گن اول خط. آخر خط. خط بي خط. دنيا شده خط خطي.

گلوم سوخت.

حالا اگه يه نموره ديگه زرت و پرت كني مي دم بر و بكس حالتو بگيرن. حلُه؟
اين جا كه مي بيني كوچيكت برم ترونه…حال ندي حالتو اخذ مي كنيم. اساسي. توجيه شدي؟ فك كردي براد پيتي؟ نه بابا در پيت هم نيسي.
ديگه نبينم اين ورا جل شده باشي و بخواي واسه ما قاط بزني. ما خودمون آخر دودره بازاييم. همچين ولوت مي كنيم كه نفهمي كي جلوبنديتو پياده كرده…
مولاييش تقصير همين شوما پير پاتالاس كه ريختين تو خيابونا و ان قلاب كردين. اما بي خي خي فك كردي چي؟ ما تو اكس پارتي ايكي ثانيه نشده مخ دختره رو مي زنيم. تازه شم اينش مال وقت دختر بازيمونه. اين روزا ما خانوم بازيم . آره داداش. اين جورياس.
هر كي چشش بيافته به تيپ كره ما و ماكسيماي بابامون و پاجروي خودمون و بريز و بپاشمون و پارتي و موبايل و كوك و تل و ودي و حش و شيشه و اكس و آخر سرش صداي سي دي منصور كه باش حال مي كنيم رو ببينه و بشنفه ناچاره بگه…
تو چشات نشينه شبنم….تو عزيز دلمي..تو عزيز دلمي…
آره…مي رن تو تيريپ لاو و ديگه در نمي يان.ما هم مي ريم تو تيريپ مرام كشي و دو سه تا حال كه داديم و گرفتيم ديگه علي يارت مي ريم سراغ بعدنياش.
اينام كه شوما عرض كردي نوكرت برم همه ش كس شعره…مگه خر مغزمو گاز گرفته كه برم تو تيريپ انسانيت و اينا…برو بينيم بابا حال داري…برو كنار بذار زلزله بياد ولوله جون…آره.

دلم سوخت.



|


صفحه اصلی
قاصد قاصدک

RSS Feed


*قاصدک های در باد*
This page is powered by Blogger. Isn't yours?