-->

*قاصدک

    mardi, février 25, 2003
و در قصص و احاديث حكايت همي كنند كه قاصدكي بود خانه برباد كه در آن ايام از كثرت خستگي و بي خوابي مفرط و تكيلا نوشي و وينستون كشي بي حد و حصر سرش به درد آمده بود و حكيم بر او بسيار سخت گرفته بود و منع بيدارخوابي و شادنوشي و گفت و چت كرده بود.پس قاصدك جگرخون با لبي خندان اين دو سه خط را قلمي كرد تا مبادا كه دوستان و ياران گمان برند كه از صحنهُ روزگار محو شده است. نه, در آمد و شد است و دلتنگ بسيار كسان. پس بزودي مي نگارد از حكايت دل كه اين روزها هم چون هميشه و هنوز كارها مي كند كارستان! پس اين مكتوب را در اين صفحه به يادگار مي گذارد تا مبادا كه گرد ملالي بر خاطر دوستان و ياران بنشيند ...
ايدون باد!

پي نوشت:
نصف شيشه تكيلا و دو پاكت وينستون و دو ساعت خواب و ده ساعت كار در اداره و نوشتن يك گزارش در خانه و....
بعد مي گه چرا سرم درد مي گيره؟



|


صفحه اصلی
قاصد قاصدک

RSS Feed


*قاصدک های در باد*
This page is powered by Blogger. Isn't yours?