براي آذر كه شب زده را مي نويسد. براي او و پرسش امشب او .
حالا خالي مي شود جهان پيرامونت. خالي از هر آن چه كه بود. هر آن چه كه مي پنداشتي كه هست.
خالي مي شود. آرام آرام. چشم كه بر هم بزني همه جا پر مي شود از خالي.
خالي خالي خالي.
آن وقت ديگر هيچ نمي ماند.
انگار كه هرگز نبوده است. هرگز.
جهان پيرامونت پر مي شود از خالي.
هيچ مي شود.
هيچ .
حالا خالي مي شود جهان پيرامونت. خالي از هر آن چه كه بود. هر آن چه كه مي پنداشتي كه هست.
خالي مي شود. آرام آرام. چشم كه بر هم بزني همه جا پر مي شود از خالي.
خالي خالي خالي.
آن وقت ديگر هيچ نمي ماند.
انگار كه هرگز نبوده است. هرگز.
جهان پيرامونت پر مي شود از خالي.
هيچ مي شود.
هيچ .


0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
پیوندهای مربوط به این پیام:
ایجاد یک پیوند
<< صفحهٔ اصلی