-->

*قاصدک

    samedi, mai 25, 2002
تكهُ ابر كوچك را هنوز به خاطر داري؟
حالا دوباره مي بارد آنچنان كه انگار هرگز نباريده است.سر بالا مي كنم كه نگاهش كنم اما نمي شود.قطره هاي باران روي پلك هاي بسته ام هم كوبيده مي شوند. و من به خود مي گويم كه امانِ اين تكه ابر كوچك هم بريده شده است كه هي مي بارد و مي بارد و سرِ بازايستادن ندارد.
مي بارد اين باران شور و مي بارد.مي بارد و جهان طعم اشك مي گيرد و بوي آب.



|


صفحه اصلی
قاصد قاصدک

RSS Feed


*قاصدک های در باد*
This page is powered by Blogger. Isn't yours?